Classic Cinema

 
 
نویسنده : saied - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۳
 

روانی

محصول ۱۹۶۰ . سیاه وسفید . ۱۰۹ دقیقه

کارگردان:آلفرد هیچکاک

بازیگران: آنتونی پرکینز . جانت لی . ورا مایلز . جان گاوین . مارتین بالسام

Movie Poster of  Psycho

برداشت اول: در تاریخ سینما ودر ژانر وحشت فیلمهای بسیاری ساخته شده اند و هر یک به نوعی تعدادی مخاطب را جذب کرده اند. اما تعداد انگشت شماری از آنها توانسته اند با گذشت زمان صلابت‌، اعتبار و تازگی خود را حفظ کنند. "روانی" از جمله فیلمهایی است که همیشه جایگاه ویژه خود را در میان فیلمهای ترسناک تاریخ سینما حفظ کرده و همچنان هم ماندگار است.

سیناپس: "ماریون کرین" (جانت لی) کارمند ساده یک شرکت می باشد. او می خواهد هر چه سریعتر با معشوقه اش "سام لومیس"(جان گاوین) ازدواج کند. اما آنها پول کافی جهت انجام این امر را ندارند. در یکی از روزها مردی مقدار زیادی پول را به امانت نزد "ماریون" می گذارد. او با دیدن آن همه پول وسوسه شده و تصمیم می گیرد پولها را برداشته و بگریزد. "ماریون" سریع نقشه اش را عملی کرده و با پولها از شهر خارج می شود. با تاریک شدن هوا او در کنار جاده توقف کرده و داخل اتومبیلش می خوابد. صبح با صدای ضربات پلیس از جا برمیخیزد . "ماریون" که از دیدن پلیس هراسان شده با اضطراب و دستپاچگی جواب سوالات پلیس را می دهدو به راه می افتد. او به محض رسیدن به شهر اتومبیلش را عوض می کند و این در حالی است که پلیس او را زیر نظر دارد.

 

"ماریون" تا شب به رانندگی ادامه می دهد و در این بین اتفاقاتی را پیش آمده بیاد می آورد. با تاریک شدن هوا باران شدیدی نیز شروع به بارش می کند. او که کاملا خسته شده دیگر نمی تواند به رانندگی ادامه دهد. بنابراین تصمیم می گیرد درمهمانخانه ای استراحت کند. او تابلوی "مهمانخانه بیتس" را دیده و توقف می کند. اما درآنجا کسی حضور ندارد. کمی دورتر و بر فراز تپه ای خانه ای قدیمی و بزرگ به چشم می خورد. جوانی به سرعت از آنجا خارج شده و به سمت او می آید. او  "نورمن بیتس"(آنتونی پرکینز) صاحب مهمانخانه است که با احترام از "ماریون" استقبال می کند.

Psycho

"نورمن" اتاق "ماریون" را به او نشان می دهد و خود میرود. "ماریون" وسایلش را جابجا می کند و از دور صدای مشاجره "نورمن" با مادرش را می شنود. لحظاتی بعد "نورمن" با مختصر غذایی باز می گردد. او به "ماریون" توضیح می دهد که مادر پیرش زنی است تندخو و عصبانی که از مردم خوشش نمی آید و یک بیمار روانی است.

با رفتن "نورمن"، "ماریون" بدنبال جای امنی برای پولها می گردد و سرانجام آنها در داخل روزنامه ای در کنار تختش می گذارد. بعد هم لباسهایش را درآورده و راهی حمام می شود. در حین استحمام ناگهان سایه ای از پشت پرده نمایان می شود و پرده را کنار میزند. هیکلی شبیه یک پیرزن با چاقویی در دست به سمت  "ماریون" که از چهره اش از وحشت دگرگون شده، حمله کرده و با ضربات متعدد او را ازپا در می آورد.

"نورمن" که متوجه سروصدا شده سریع خود را به اتاق رسانده و با جسد بی جان "ماریون" روبرو می شود. او سریع صحنه قتل را تمیزکرده و جسد"ماریون" را همراه با تمامی وسایلش(ازجمله روزنامه حاوی پولها را)  در داخل اتومبیلش گذاشته و آن را به قعر دریاچه می فرستد.

پس از گذشت چند روز "لیلا"(ورا مایلز) خواهر "ماریون" از غیبت او نگران شده و هراسان به سراغ "سام" نامزد"ماریون" می رود و سراغ خواهرش را از او میگیرد. در این حین نیز یک بازرس بیمه بنام "آربوگست" (مارتین بالسام) وارد شده و ادعا می کند که "ماریون" مبلغ زیادی پول را ربوده است. او وقتی متوجه غیبت"ماریون" می شود تصمیم می گیرد تا رد او را دنبال کند او با سر زدن به چند مهمانخانه سرانجام به "متل بیتس" میرسد. "آربوگست" در آنجا "نورمن" را ملاقات کرده و درباره "ماریون"سوالاتی می پرسد. "نورمن" ابتدا حضور او را انکار می کند اما وقتی "آربوگست" شواهد ودلایلی می آورد با دستپاچگی جواب اورا می دهد و می گوید که "ماریون" یک شب در آنجا بوده و صبح روز بعد نیز آنجا را ترک کرده است. "آربوگست" به "نورمن" وحرفهایش مشکوک می شود. وهنگامی که از مهمانخانه بیرون می آید، خانه قدیمی روی تپه نظرش را جلب می کند.

 

او از "نورمن" جدا شده و با دیدن اولین باجه تلفن ماجرا را به "لیلا" توضیح می دهد. سپس پای پیاده و به آرامی راه خانه بالای تپه را در پیش میگیرد. او به آرامی وارد خانه شده واز پله های داخل آن بالا می رود. ناگهان در اتاق باز شده و همان هیکل پیرزن مانند با چاقویی در دست به  "آربوگست" حمله کرده و او را به پایین پله ها پرت کرده و با ضربات متعدد چاقو او را ازپای در می آورد. از طرفی "سام" اتومبیل "آربوگست"را پیدا می کند اما هرچه اورا صدا می زند پیدایش نمی کند. او همراه "لیلا" به خانه کلانتر منطقه رفته و در مورد "نورمن بیتس" تحقیق میکنند. آنها متوجه می شوند که مادر "نورمن"  ۸ سال پیش مرده است.

Psycho 

"سام" و "لیلا" تصمیم می گیرند خودشان به مهمانخانه رفته و از اصل ماجرا خبردار شوند. آنها اتاقی را که "ماریون" در آنجا بوده کرایه می کنند. در آنجا لیلا تکه کاغذی را که مربوط به "ماریون" بوده پیدا می کند. "سام" نقشه ای میکشد تا "نورمن" را مشغول حرف زدن کرده و "لیلا" وارد خانه روی تپه شود."سام" به سراغ "نورمن" رفته و "لیلا" راهی خانه می شود . او از پله ها بالا رفته و وارد اتاق می شود. اما کسی آنجا نیست. تنها چیزی که نظرش را جلب می کند وجود اسباب بازیهای مختلف در آنجاست.

 

از طرفی "نورمن" متوجه غیبت "لیلا" شده و با "سام" درگیر می شود. او "سام" را به گوشه ای پرت کرده و به سمت خانه می دود. "لیلا" که از پنجره "نورمن" را دیده سریع خود را زیر پله ها مخفی می کند. "نورمن" دوان دوان وارد خانه شده و سریع از پله ها بالا می رود. "لیلا" می خواهد از فرصت استفاده کرده وبگریزد اما درب کوچکی در زیر پله ها نظرش را جلب می کند. او وارد زیر زمین می شود. در انتهای زیر زمین متوجه زنی می شود که پشت به او روی صندلی نشسته است. "لیلا" به گمان اینکه او "خانم بیتس" است دست روی شانه او می گذارد ولی وقتی صندلی می چرخد با یک اسکلت روبرو می شود. او از ترس جیغ می کشد اما ناگهان همان هیکل شبیه پیرزن با چاقویی در دست از در وارد میشود و میخواهد که به سمت "لیلا" حمله ور شود اما "سام" به موقع ازپشت رسیده و او کنترل میکند. در پی این کش و قوس ناگهان کلاه گیس از سر مهاجم جدا شده و ما با چهره "نورمن" مواجه می شویم.

در پایان مشخص می شود "نورمن" یک بیمار روانی و انسانی دوشخصیتی بوده وتمامی این قتلها توسط  او انجام گرفته است. در صحنه پایانی "نورمن" در حالیکه روی یک صندلی نشسته با شخصیت دومش حرف میزند و لبخندی مرموز بر لبانش نقش می بندد. این در حالی است که پلیس اتومبیل "ماریون" را ازقعر دریاچه بیرون می کشد.  

'Anthony

برداشت دوم: "روانی" یکی از پنج اثر برجسته "آلفرد هیچکاک" می باشد. داستان پر هیجان فیلم با صحنه های بدیع وفراموش نشدنی والبته پایان غافلگیر کننده اش در کنار هم مجموعه ای را پدید آورده اند تا فیلم "روانی" شکل بگیرد. "هیچکاک" این استاد دلهره و وحشت نیز با پرداختی ظریف و استثنایی این مهم را به زیبایی و مهارت تمام صیقل داده وآنچه که امروز در دسترس ماست، حاصل ابتکار، ذوق و مهارت این بزرگمرد تاریخ سینماست.

Alfred Hitchcock

فیلمنامه "روانی" را "جوزف استفانو" بر اساس داستانی از "رابرت بلاک" نوشت. این فیلم با هزینه ای اندک تولید شد اما در هنگام نمایش با استقبال فراوانی روبرو شد. داستان فیلم بسیار ساده و روان نقل می شود اما در پس همین سادگی است که اتفاقات هراسناک و هیجان آور فیلم یکی پس از دیگری رخ می دهد. موسیقی استثنایی "برنارد هرمان" نیز در ایجاد فضای دلهره آور فیلم نقش اساسی دارد. خصوصا در لحظاتی که قتلها اتفاق می افتد.

افتخارات: "روانی" در مراسم اسکار سال ۱۹۶۰ در ۴ رشته به شرح ذیل نامزد دریافت جایزه شد اما موفق به کسب هیچکدام نشد:

  • نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی (آلفرد هیچکاک)
  • نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن (جانت لی)
  • نامزد دریافت جایزه بهترین فیلمبرداری سیاه وسفید (جان.ال.راسل)
  • نامزد دریافت جایزه بهترین طراحی صحنه و کارگردانی هنری (جرج میلو.جوزف هورلی.رابرت کلات وورثی)     

 

چند نکته درباره "روانی"

این فیلم 800000 دلار خرج برداشت. چون "پارامونت" فکر نمی کرد پروژه موفقی باشه حاضر نشد روش سرمایه گذاری کنه."هیچکاک" قبول کرد که خودش همه پولو بده به شرطی که 60 درصد سود فروش فیلم به خودش تعلق بگیره."پارامونت" هم که پخش کننده فیلم بود بلافاصله قبول کرد. کل فیلم در عرض یک ماه فیلمبرداری شد که فقط یک هفته اش صرف صحنه معروف دوش حمام شدکه در اون "هیچکاک" برای اولین بار در تاریخ سینما صحنه یک قتل خونین رو به شکلی کاملا واقعی و طبیعی به نمایش گذاشت.یکی از نکته های جالب فیلم اینه که "پرکینز" سر فیلمبرداری صحنه دوش غایب بود! در حالی که "جانت لی" در هالیوود به قتل می رسید "پرکینز" در "نیو یورک" در حال تمرین تئاتر بود: فاصله ای به عرض آمریکا! خود "پرکینز" بعدها گفت خیلی عجیبه که همیشه شما رو به خاطر صحنه ای به خاطر بیارن که هرگز توش حضور نداشتید! نکته جالب دیگه اینکه "لی" به سختی حاضر شد در اون صحنه برهنه بشه و سینه هاشو جلوی گروه فیلمبرداری در معرض دید بذاره. صحنه ای که کلیدی ترین و هیجان انگیز ترین صحنه فیلم بود.حالا می بینیم که بعد از گذشت چیزی کمتر از پنجاه سال عرف چقدر عوض شده.

آخرین نکته جالب اینکه با وجودی که فیلم تحت تملک "پارامونت" بود ولی درلوکیشنهای استودیو "یونیورسال" فیلمبرداری شد. خونه روی تپه 15000دلار خرج برداشت. وقتی فیلم برای اولین بار اکران شد تمام رکوردهای فروش قبلی رو شکست و به یکی از بزرگترین فیلمهای ترسناک تاریخ "پارامونت" تبدیل شد. ولی برنده اصلی "هیچکاک" بود که نه تنها یک شبه میلیونر شد بلکه پس از اون استاد مسلم فیلمهای ترسناک مدرن لقب گرفت. "هیچکاک" این فیلم رو بیشتر از همه فیلمهای دیگه اش متعلق به سینما و صنعت فیلمسازی می دونه. در آخر بد نیست به فلسفه "هیچکاک" درباره ساخت فیلمهای ترسناک هم اشاره ای بکنیم. او عقیده داشت که زندگی متمدنانه آنقدر کند و بی هیجان شده که مردم نمی تونن هیجان لازم رو به طور طبیعی تجربه کنن. پس مقرون به صرفه ترین راه برای کسب هیجان استفاده از امکانات مصنوعیه که موثرترینشون همون سینماست تا استاد بتونه چیزی رو که خودش "شوک سودمند!" می نامه به تماشا گران وارد کنه.

با تشکر از ”پیمان“ عزیز که این نکات جالب را در اختیارم گذاشت.  

 


 
comment نظرات ()